فرهنگ «چهل همسایه»؛ مسئولیتپذیری اجتماعی در قبال محله
حدیث «چهل همسایه»، نه یک آمار تاریخی، بلکه یک چشمانداز اجتماعی است که مسئولیت هر مسلمان را از دیوار خانهاش تا چهل خانه آنطرفتر گسترش میدهد.
حدیثی که شعار شد، نه فرهنگ
«الجارُ ثُمَّ الدَّار»؛ اول همسایه، بعد خانه. این جمله را احتمالاً بارها شنیدهاید. روی تابلوهای مشاورین املاک میبینید، در گفتگوهای روزمره میشنوید، و گاهی در خطبههای نماز جمعه به آن اشاره میشود. اما سؤال این است: آیا این جمله، از مرحله شعار به مرحله فرهنگ رسیده؟در کنار این جمله، روایتی از پیامبر اکرم (ص) وجود دارد که کمتر شنیده میشود: «مَا زَالَ جِبریلُ یُوصینی بِالجارِ حَتَّی ظَنَنتُ أَنَّهُ سَیُوَرِّثُهُ»؛ جبرئیل آنقدر مرا به همسایه سفارش کرد که گمان بردم شاید همسایه را وارث انسان قرار دهد. و در روایتی دیگر، پیامبر (ص) دایره همسایگی را تا چهل خانه در هر چهار سمت گسترش دادهاند.
این «چهل همسایه»، نه یک عدد تصادفی است، نه یک اغراق ادبی. یک چشمانداز اجتماعی است که مسئولیت هر مسلمان را به شکل دایرهوار از خانهاش به بیرون گسترش میدهد. این مقاله، تلاشی است برای فهمیدن اینکه این چشمانداز در دنیای امروز چه معنایی دارد و چطور میتوان آن را زنده کرد.
چهل همسایه؛ یک محاسبه ساده با نتیجهای عمیق
بیایید یک حساب ساده بکنیم. اگر هر مسلمان مسئول چهل همسایه در هر چهار سمت باشد، یعنی دایره مسئولیت هر فرد، صدها انسان را دربر میگیرد. حالا اگر هر یک از آن صدها نفر هم همین مسئولیت را داشته باشند، شبکهای به وجود میآید که در آن هیچکس تنها نیست، هیچکس نادیده گرفته نمیشود، و هیچ نیازی بیپاسخ نمیماند.این دقیقاً همان چیزی است که جامعهشناسان امروز «شبکه حمایت اجتماعی» مینامند و تحقیقات نشان میدهد که قویترین عامل محافظت در برابر افسردگی، اضطراب، و انزوای اجتماعی است. اسلام، چهارده قرن پیش، این شبکه را با مفهوم «چهل همسایه» طراحی کرده بود.
اما در دنیای آپارتماننشینی شهری امروز، این شبکه چقدر وجود دارد؟ در بسیاری از مجتمعهای مسکونی، ساکنان حتی اسم همسایه دیوار به دیوار خود را نمیدانند. چه رسد به چهل همسایه در چهار سمت. این فاصله، نه فقط یک مشکل اجتماعی، بلکه از منظر دینی، یک کوتاهی در ادای تکلیف است.
سطوح مسئولیت در قبال همسایه؛ از آگاهی تا اقدام
مسئولیت در قبال «چهل همسایه»، یک مفهوم یکلایه نیست. در واقع میتوان آن را در سه سطح متمایز تعریف کرد که هر سطح، پیشنیاز سطح بعدی است:سطح اول؛ آگاهی: اولین قدم در مسئولیتپذیری اجتماعی، شناختن است. شناختن همسایگان، دانستن اسمشان، اطلاع از وضعیت تقریبی زندگیشان. کسی که همسایهاش را نمیشناسد، نمیتواند مسئولیتی در قبالش داشته باشد. این سطح سادهترین اما فراموششدهترین سطح است.
سطح دوم؛ حساسیت: یعنی وقتی چیزی در وضعیت همسایه تغییر میکند، متوجه شوی. روزهایی که دیگر صدایی از پشت در نمیآید. چراغی که خاموش مانده. چهرهای که ناراحت به نظر میرسد. این حساسیت، نیاز به تمرین دارد؛ چون زندگی مدرن، ما را به بیتوجهی عادت داده است.
سطح سوم؛ اقدام: وقتی نیازی را دیدی، کاری کن. این اقدام میتواند از یک سؤال ساده «خوبی؟ چیزی لازم داری؟» شروع شود و به کمک عملی، میانجیگری، یا بسیج کمک دیگران برسد.
این سه سطح، نشان میدهند که فرهنگ «چهل همسایه»، نه یک تکلیف سنگین یکباره، بلکه یک نگرش مستمر به محیط زندگی است.
همسایهداری در سیره امام علی (ع)؛ الگویی ملموس
در روایات تاریخی، یک تصویر ماندگار از امام علی (ع) وجود دارد که بهخوبی فرهنگ «چهل همسایه» را در عمل نشان میدهد. نقل شده که امام علی (ع) در شبها، خورجینی از نان و خرما حمل میکردند و به خانههای فقیران و نیازمندان محله میبردند، بدون اینکه کسی بداند. چهرهشان را میپوشاندند تا شناخته نشوند و آبروی گیرنده کمک حفظ شود.این روایت، چند لایه معنایی دارد که هر کدام برای بحث ما مهم است:
اول، امام (ع) نیازمندان محله را میشناختند. این شناخت، بدون آگاهی فعال از وضعیت همسایگان ممکن نیست.
دوم، کمکشان بیمنت و بینمایش بود. نه برای تحسین شدن، نه برای احساس برتری.
سوم، کرامت گیرنده کمک را حفظ میکردند. این نکته، یکی از مهمترین اصول کمک مومنانه است که در مقالات بعدی به تفصیل به آن خواهیم پرداخت.
این الگو، نشان میدهد که مسئولیتپذیری اجتماعی در اسلام، از جنس دیدن و پنهان عمل کردن است؛ نه دیده شدن و نمایش دادن.
آنچه امروز از «چهل همسایه» مانده؛ نقد وضع موجود
اگر صادقانه به وضعیت فرهنگ همسایهداری در شهرهای ایران نگاه کنیم، چه میبینیم؟ باید اذعان کرد که در دهههای اخیر، با شتاب شهرنشینی، این فرهنگ بهشدت فرسوده شده است.در محلات قدیمی شهرها، هنوز نشانههایی از فرهنگ همسایهداری میتوان یافت. زنان محله که از مریضی همدیگر خبر دارند، پیرمردانی که در کوچه مینشینند و از احوال بقیه باخبرند، جوانانی که برای تهیه وسیله ضروری برای همسایه سالمند داوطلب میشوند. اما در مجتمعهای آپارتمانی جدید، این فرهنگ تقریباً وجود ندارد.
ریشههای این فرسایش چند لایه است: شتاب زندگی شهری که وقت برای توجه به دیگران نمیگذارد. بیاعتمادی اجتماعی که با هر رابطه جدیدی با احتیاط برخورد میکند. فرهنگ فردگرایی که از غرب وارد شده و ارزش خودکفایی و استقلال را بالاتر از وابستگی متقابل قرار میدهد. و نهایتاً، آپارتماننشینی که از نظر کالبدی، آدمها را از هم جدا نگه میدارد.
اما این فرسایش، قطعی و برگشتناپذیر نیست. فرهنگ، ساخته میشود و میتوان دوباره ساختش.
محلهمحوری؛ راهبردی که شهرهای پیشرفته کشف کردهاند
جالب اینجاست که در همان دورانی که ما داریم فرهنگ محلهداری را از دست میدهیم، شهرهای پیشرفته جهان دارند آن را کشف میکنند. «محلهمحوری» یا Neighbourhood-based Community، یکی از جدیترین رویکردهای برنامهریزی شهری در دهههای اخیر است.در شهرهایی مثل آمستردام، پورتلند، و کپنهاگ، سیاستهای شهری بهگونهای طراحی شده که مردم بیشتر وقت خود را در محله میگذرانند، همسایگان را میشناسند، و شبکههای حمایت محلی شکل میگیرد. نتیجه؟ کاهش جرم، افزایش سلامت روان، و قویتر شدن انسجام اجتماعی.
این همان چیزی است که اسلام چهارده قرن پیش با مفهوم «چهل همسایه» طراحی کرده بود. ما داشتیم آن را از دست میدادیم، و دنیا داشت آن را پیدا میکرد. این یک هشدار جدی است که بازاندیشی درباره میراث اجتماعی اسلام را ضروری میکند.
یکی از دلایلی که فرهنگ همسایهداری در دوران مدرن ضعیف شده، این است که راهکارهای عملی و ملموس برای اجرای آن تعریف نشده. «به همسایهات توجه کن» یک توصیه کلی است که بهراحتی در زندگی شلوغ روزمره گم میشود. اما اگر این توصیه به رفتارهای مشخص تبدیل شود، قابل اجرا میشود:
آشنایی اولیه: اگر هنوز همسایههایتان را نمیشناسید، از یک قدم ساده شروع کنید. در آسانسور سلام کنید و اسمتان را معرفی کنید. این کار، شاید عجیب به نظر برسد در فرهنگی که به بیتفاوتی عادت کرده، اما همین قدم ساده میتواند یک رابطه طولانی را آغاز کند.
گروه محلهای: ایجاد یک گروه واتساپ یا تلگرام محلهمحور، ابزاری ساده برای اطلاعرسانی، درخواست کمک، و هماهنگی فعالیتهای مشترک است. این گروه باید هدفمند و محترمانه اداره شود.
مناسبتهای مشترک: برگزاری یک جمع ساده در ابتدای سال، یا در یک مناسبت مذهبی، بهانهای برای دیدن و شناختن هم است. سادگی این جمع، مهمتر از شکوه آن است.
نظام خبررسانی: اگر میدانید همسایهای مریض است، کسی به کمک نیاز دارد، یا اتفاقی در محله افتاده، خبر را منتقل کنید. این اطلاعرسانی مسئولانه، یکی از سادهترین اشکال مشارکت اجتماعی است.
مسئولیت جمعی محله در بحران؛ آزمون واقعی فرهنگ همسایهداری
فرهنگ «چهل همسایه»، در لحظات عادی زندگی شکل میگیرد، اما در بحرانها آزمایش میشود. زلزله، سیل، بیماری همهگیر، یا هر اتفاق غیرمنتظره دیگری، لحظهای است که روشن میشود آیا واقعاً یک محله وجود دارد یا فقط یک مجموعه از آدرسهای پستی.تجربه کرونا، یکی از روشنترین آزمونهای فرهنگ همسایهداری در سالهای اخیر بود. در برخی محلات، همسایهها برای هم خرید میکردند، دارو تهیه میکردند، و از سالمندان مراقبت میکردند. در برخی دیگر، مردم در قرنطینه تنها ماندند بدون اینکه کسی از حالشان بپرسد.
این تفاوت، اتفاقی نبود. محلاتی که پیش از بحران فرهنگ همسایهداری داشتند، در بحران هم منسجم ماندند. محلاتی که این فرهنگ را نداشتند، در بحران هم متفرق بودند. این نشان میدهد که سرمایهگذاری در فرهنگ «چهل همسایه» در روزهای عادی، در واقع یک بیمه اجتماعی برای روزهای سخت است.
در پایان، باید به یک حقیقت ساده برگردیم: فرهنگ «چهل همسایه»، نه یک تکلیف دولتی است که کسی برایمان اجرا کند، نه یک پروژه سازمانی که بودجه و ساختار بخواهد. یک انتخاب فردی است که از یک تصمیم ساده شروع میشود: تصمیم به دیدن آدمهایی که کنارمان زندگی میکنند.
پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند: «خَیرُ الجیرانِ عِندَ اللهِ خَیرُهُم لِجارِهِ»؛ بهترین همسایگان نزد خدا، کسانی هستند که برای همسایهشان بهترند. این جمله، یک رتبهبندی الهی است. ما را در برابر یک آینه میگذارد و میپرسد: تو برای همسایههایت چه هستی؟
جواب این سؤال، نه در سخنرانیها و نه در نوشتهها، بلکه در رفتار روزمره ماست. در اینکه آیا اسم همسایهمان را میدانیم. در اینکه آیا وقتی مریض است، میپرسیم. در اینکه آیا وقتی به کمک نیاز دارد، آنجا هستیم. اینها انتخابهای کوچکی هستند که روی هم یک فرهنگ بزرگ میسازند. فرهنگ «چهل همسایه».
مقالات مرتبط
تازه های مقالات
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}